جعفر صابری/مناجات نامه

جعفر صابری/مناجات نامه جمعه 21 اردیبهشت 1397

بسم الله ارحمن ارحیم

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ،

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

واو یکریز و پی در پی دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را

 

                عاشقانه ها

دکتر علی شریعتی

 

 

 

 

عنوان کتاب : عاشقانه ها

نویسنده جعفر صابری

چاپ اول : زمستان 86

تیراژ : 2000 نسخه

قیمت : رایگان

حروفچینی : آشتی

انتشارات : موسسه فرهنگی هنری آموزشی و انتشاراتی آشتی

آدرس فلکه دوم صادقیه  - اشرفی اصفهانی – باغ فیض –خیابان قربانی شریف – خیابان مفتح – پلاک 15 – تلفن  44608672  www.ashti.ir

خواننده گرامی :

این کتاب صرفا برای کسانی مفیداست که احساس می کنند

رابطه ای که با مولایشان داشته اند کم رنگ شده و از این بابت دچار فراق و نگرانی گشته اند .

راز و نیاز و مناجات با پروردگار چیزی نیست که در طول عمر بتوان از آن گذ شت  و آن را نادیده گرفت چرا که ذکرش باعث لطافت روح و آرامش قلب ها شده و برای کسانی که با توجه و اخلاص با او سخن می گویند لذتی بی انتها خواهد بود .

در این کتاب تنها مناجاتی که در گوش انسان نجوا دارد برگرفته از محبت معشوق است که عشق

انسانی را با صفای علی (ع) تجلی می بخشد و مهربانی را برای زندگی ابدی انتخاب می نماید .

                                  بسم الله ار حمن الرحیم       

بارالها از تو مسِئلت می کنم به رحمتت که همه چیز را فرا گرفته است وبه قوتت که با آن همه موجودات را مقهور گردانده ای ودر مقابل آن هر چیزی سر تواضع پیش نهاده وهر موجودی ذلیل و خوار گردیده است وبه جلال و جبروتت ،که با آن بر هر چیزی غلبه یافته ای وبه عزتت که چیزی را در برابر آن یارای مقاومت نیست وبه عظمتت که همه چیز را فرا گرفته است و به سلطنتت که از هر چیزی برتر آمده است

وبه ذات حضرتت که بعد از فنای موجودات همچنان باقی وبرقرار است به اسم هایت که ارکان همه موجودات را فراگرفته است وبه نور ذاتت که هر چیزی از آن روشنی جسته است .

ای منبع نورانیت وای منزه از هر عیب و منقضت ، ای ابتدای اولیان وای واپسین آخریان .

بارالها بر من ببخشای آن گناهانی را که پرده عصمتم می درد بارالها بر من ببخش آن گناهانی را که باعث نزول عذاب می گردد.

بار الها بر من ببخشای آن گناهانی را که سبب بی اثر ماندن دعاهایم می شود .بارالها بر من ببخشای آن گناهانی را که باعث نزول بلایت می شود .بارالها بر من ببخشای آن گناهانی را که باعث نزول بلایت می شود .بارالها برمن ببخشای آن گناهانی را که قطع امید من میکند .

بارالها بر من ببخشای هر گناهی را که مرتکب شده وهر خطایی را که عامل گردیده ام .

بارالها من با یاد کردن تو به شما تقرب ونزدیکی می جویم وبه وسیله تو از حضرتت شفاعت می طلبم وبه اتکای وجود تو از حضورت استدعا میکنم که مرا به بارگاه تقربت نزدیک فرمایی وتوفیق سپاسگزاری عطا کنی و ذکر خود به اندازی .

بارالها مانند یک بنده خاشع وخوار و بی مقدار از تو مسئلت میکنم که خطای من بر من نگیری و مرا ببخشایی و به آنچه روزیم فرموده ای خشنود وقانعم سازی ودر هر حال از تواضع و فروتنی ام دور سازی .

بارالها از تو درخواست می کنم ،درخواست کردن کسی که در ماندگیش به غایت رسیده واز هجوم سختی ها ،حاجت به در گاه تو آورده وبر آنچه از عنایت و محبت ،نزد تو سراغ دارد رغبت فراوان نشان داده است .

بارالها سلطنتت بزرگ است و پاییگاه بلند و تدبیرت پنهان است و آمریتت آشکار و قهرت همگان را مسلط است و قدرتت همه جا جاری واحدی را از حوزه حکومتت فرار میسر نمی باشد  .

بارالها بر گناهانم بخشنده ای وبر قبایح اعمالم پرده پوشی و سیئات عملم را به حسنات بدل کننده ای .نمی بینم غیر حضرتت که خدایی جز اونیست .به پاکیت یاد می کنم وبه ستایشت قیام .

خدایا بر نفس خود ستم ها کرده ام وبه نادانی جرات و جسارت ورزیده ، راه خطا رفتم و اعتمادم به این بوده که از قدیمم یاد کرده ای و به نعمت بی منت متنعمم فرموده ای .

خدای من ، مولای من ،چه بسا از افعال بدم را که پرده پوشی کرده ای .وچه بلایای سنگینی که از من دفع فرموده ای و چه بسا گناهانی که مرا از آنها باز داشته ای وچه ناملایماتی که از من دور داشته ای وچه بسا مدح نیکویی که من اهلیت آن را نداشته اما از من بر زبان ها رانده و نقل مجالس کرده ای .

بارالها بلایم بزرگ است وبد حالیم از حدود گذشته وبه افراط پیوسته ودر خور قابلیت خود

 کاری نکرده ام .بندهای نفسانی ام زمین گیرم کرده و آرزوهای دور و دراز از راه بندگی منحرفم نموده وبه دخود مشغولم ساخته اند .

دنیا مرا به غرورش فریبم داده و نفسم به جنایتها و کشش های ناروای خود گمراهم ساخته است .

ای آقای من ،به عزتت از تو مسئلت می کنم .که به خاطر بدی رفتار وکردار من ،دعایم را از اجابت دور نداری وبه دآنچه از اسرار پنهانی من اطلاع داری رسوایم نسازی وبر آنچه از بدی ها در خلوت انجام داده وجز تفریح و جهالت ومتابعت شهوت و تقصیر در خدمت نکرده ام و نادانی وبسیاری شهوات و غفلتم ،به کیفر و عقوبتم تعجیل مفرما .

بارالها به عزتت قسم که در هر حال نسبت به من مهربان باشی ودر کلیه امورم نظر عطوفت از من دور نداری .

خدای من وپروردگار من ،کیست مرا غیر از تو که دفع مضرات ورفع سختی هایم را از او بخواهم و هم از وی استدعا کنم که به کار من در نکرده و سر خودم نگذارد .

خدای من مولای من ،به انجام حکمی مامور وموظفم ساختی ودر اجرای آن غفلت ورزیده ،از تو رو بر تافته ام وتابع هوای نفسم گردیدم واز متابعت چنین دشمنی خودداری ننموده ام ،او هم با لذتهای آنی و خواهش های نفسانی من ،مرا فریب داده ودر این طغیان و تمرد ثابت قد مم گردانید واز این جریان شومی که بر من گذشت از اجرای برخی از احکام تو در گذشتم واز پاره ای اوامرت مخالفت کردم .

پس بر من است که به خود آیم ودر همه این احوال راه تو پویم وستایش تو گویم .

اکنون از حکمتی که درباره من فرمایی وبلایی که از این تمرد بر من لازم دانستی مرا حجت وبرهانی نیست و مستوجب آنم.

اینک ای خدای من ،با این همه تقصیر واسراف بر نفس خود ،رو به تو می آورم ،در حالی که پوزش خواه وپشیمانم ، با عجز وانکار از تو طلب بخشش می طلبم و آمرزش می جویم وبه گناه خود اذعان واقرار واعتراف دارم ،جز پذیرفته شدن عذرم در پیشگاه تو واستدعای در آوردنم در فراخنای رحمت تو برخودفرارگاهی از آنچه در آن گرفتارم وپناه گاهی که بدان رو آورم نمی بینم و نمی یابم .

بارالها پوزشم بپذیر وبر شدت بد حالیم ترحم فرما واز بندهای گرانم رهایی ده . بار پروردگار ا ، بر ناتوانی تنم و نازکی پوست بدنم وبی تابی استخوانم ترحمی فرما .

ای آنکه اول از همه نامم در دفتر آفرینش و صحیفه ایجاد تو افتاد ،خلعت خلقتم بخشیدی ودر کنف عنایت ربانی پرورشم دادی و مشمول احسان خود ساخته از خوان کرم و سفره انعام عام غذایم دادی ،راه خطا رفتم و طریقت غفلت گرفتم .اینک پشیمانم باز بر من بر کرم اولیه و محبتت در گذشته ها باش .

ای خدا و ای مولا وای پروردگار من ،آیا خود چنین می بینی که مرا پس از اقرار به یگانگی تو و معرفتی که از تو در سراسر وجودم پیدا شده است و زبانم گویای ذکر تو گشته و خانه دلم محبت سرای تو گردیده با صدق نیت وحسن عقیده ت اقرار به بندگی تو کرده خاضعا و خاشعا از پیشگاه ربوبیت تو استدعای بخشش می کنم.

باز به آتشت معذبم فرمایی وبه خاکسترخزلانم نشانی ؟هیهات ،تو بزرگتر از آنی که پرورده خود ضایع و باطل گذاری، یا آن را که افتخار تقربش بخشیده ای تبعیدش فرمایی یا آنرا که خانه و مکانش داده ای پراکنده وسرگردانش سازی یا آنرا که در کنف کفایت و سایه رحمتش گرفته ای تسلیم بلایش کنی .

ای کاش می دانستم ای آقای من تو خدای من و مولای من ،آیا آتش را بر روی هایی که در آستان عظمت تو به سجده در آمده اند بر زبان هایی که صادقانه وحدانیت تو را گویا وبه سپاسگزاری تو مد حت افزا شده اند و یا دل هایی که محققا به خدایی تو اقرار کرده اند ویا بر خاطرهایی که پرتو دانش به آنها تابیده و خاشع در گاه تو گردیده اند .

یا اعضایی که در شهرستان بندگی تو افتخار فرمانبرداری داشته وبا اقرار به گناهان خود در رحمت وبخشایش تو کوبیده وقلبا در صدد بازگشت به سوی تو بوده اند مسلط می سازی ؟

نه ای رب بزرگوار ما بر تو چنین گمانی نمی برم و از فضل و کرم تو چنین خبری در نیافته ام .

بار پروردگارا ،تو ناتوانی مرا در مقابل بلای اندک دنیا و عقوبت ناچیز و ناملایمات حادثه آن ،با آنکه دورانش کم است و تحملش آسان و مدتش کوتاه است و زودگذر و ناپایدار ،می دانی .

پس چگونه تاب و تحمل بلای آخرت و نا ملایمات طاقت فرسای آن را خواهم داشت و حال آن بلایی است که مدتش طولانی و دورانش همیشگی و تخفیفی در وی حاصل نخواهد شد .

زیرا که آن نیست مگر از غضب و انتقام و خشم تو ،آن چنان غضب و انتقام و خشمی که زمین و آسمان ها تاب آنرا نیاورند . پس حالم چگونه خواهد بود و حال آنکه من بنده ناتوان خوار و بی مقدار و محتاج زاد و توشه عنایت توام .ای خدای من وای پروردگار من و ای آقای من ،شکایت کدامین کارم به حضور تو آرم وبرای کدامش ضجه وناله دکنم با عذاب درد ناک و سختی آن ،یا به طول بلا و مدت آن پس اگر عقوبت مرا هم دشمنانت گردانیده وبین من و اهل بلا الفت انداخته و میان من و دوستانتان و اولیا ئت جدایی افکند از  من در گذر و این همه خواری و عذاب ها بر من روا مداری .

ای خدا ی من و ای آقای من و پروردگار من ،گیرم بر عذابت تحمل کردم دوری و جدائیت را چگونه تحمل نمایم .گیرم با حرارت آتشینت شکیبایی کنم ،چگونه تحمل آن کنم که نظر به غیر کرامت تو افتد که هر چه دیده ام کرم تو را دیده ام.یا چگونه مسکن و مکان خود در آتش بینم ،حال آنکه امیدواری من به لطف و بخشش تو است .ای بزرگ وای مولای من به عزتت صادقانه قسم میخورم اگر مرا گویا گذاری البته میان دوزخیان مانند خروشیدن امید بخروشم و چون فریاد زنندگان به درگاهت فریادها برآرم وچون بچه مردگان به ناله های جانسوز بنالم و حتما تورا صدا کنم و گویم که کجایی ای دوست مومنان ای منتهای آرزوی عارفان ای کس بی کسان ای فریاد رس فریاد خواهان .

ای که دل دوستان و صداقت پیشگان اشغال شده محبت تو است و ای که جهان و جهانیان تجلی گاه الوهیت تو .ای خدایی که تو را تقدیس وستایش می کند آیا خود را چنین می بینی که از دوزخ صدای بنده مسلمانت را که به عمل مکافات گناهش مزه عذاب را می چشدوبه انتقام معاصی ،بین طبقات آن زندانی مانده و خروشیدن یک بنده آرزو مند به رحمتت می خروشد وتورا به زبان اهل توحیدت می خواند وبه پروردگار ی تو ،توسل می جوید وحال آن که چون گذشته نیز امید بردباری ومهربانی ورافت تورا دارد .یا چگونه اورا آتش درد و شکنجه دهد وحال آنکه امید فضل و گذشت ورحمت تورا دارد.

ودیده به سوی تو دوخته است ؟یا چگونه زبانه های آتش اورا می سوزاند وحال آنکه تو صدای او ر می شنوی وحال ومقالش را می بینی ؟ویا چگونه شعله های آن وی را احاطه خواهد کرد وحال آنکه تو از ناتوانی او با خبری یا چگونه دستخوش طبقات آتش خواهد شد وحال آنکه تو از صداقت وراستی او آگاهی ؟ویا چگونه زبانه های آتش اورا صدمه و آسیب رسانده وحال آن که او تورا می خواند و یا رباه می گوید ؟آنکه در خلاصی خود از آتش به فضل تو امید وار است چگونه اورا وا می گذاری ومتوجهش نمی شوی ؟هیهات ،هیهات،کسی به تو این گمان نبرد واز فضلت این انتظار نرود واین معامله ای نیست که از نیکی واحسان با یکتاپرستان می کنی .

من یقین قطعی دارم اگر نه حکم فرموده بودی منکرانت را عذاب دهی ودشمنانت را جاویدان در دوزخ نگهداری حتما همگی آتش آن را سرد و منبع سلامتیش می کردی و هرگز کسی را در آن نه جایگاهی بود ونه قرار گاهی و ولیکن ای که پاکیزه ومقدس است نام هایت .

قسم خورده ای که آن را از کافرین جن وانس پر سازی و دشمنان را در آن جاودان داری .وتو ای که حمد وثنایت بزرگ است ،ابتدا تا چنین گفته ای و اکراما از راه افضال و انعام فرموده ای :آیا ممکن است آن که ایمان آورده با آن حکم کرده ای .

وتسلطی که بر بنده ات  داشته فرمانت را در باره آن اجرا نموده ای که در این شب واین ساعت بر من ببخشی هر گناهی را که کرده ام وهر معصیتی که مرتکب شده ام وهر عمل زشتی را که در پنهانی انجام داده ام و هر حرکت جاهلانه ای که آشکارا وپنهانی یا هویدا ویا در نهان از من سر زده وکرام الکاتبین را به ثبت آن امر فرموده ای و آنان را بر آن گماشته ای که حافظ حرکات وسکنات وشاهد اعضاوجوارح من باشند وخود از ورای ایشان مراقب من بوده وبا اعمال و نیات که از نظر ایشان پنهان مانده است .

تو توجه داشته ای واز راه رحمت آشکارش نساخته وبه فضل و بزرگواریت پرده پوشی کرده وهم مسئلت دارم از هر چیزی که از آسمان فرو فرستی

یا احسانی که مشمول بندگانت فرمایی یا نیکی هایی که بین خلایق پراکنده سازی یا نعمتی بگسترانی یا گناهی که مورد بخشایش قرار دهی یا خطایی که پرده پوشی فرمایی نصیب مرا فراوان گردانی .

ای پروردگار من وای آفریدگار من ،ای خدای من و بزرگ من و آقای من ،ای صاحب اختیار من ،ای آنکه بر سختی ودرماندگی و زبونی من واقفی وبر فقر و تنگدستی من آگاهی .

ای پروردگار من و کردگار من و آفریدگار من به حق تو و پاکیزگی تو و اعظم صفات ونام های تو ،از تو مسئلت می کنم که اوقات شبانه روز مرا به یاد خودت گذاری وبه خدمتت پیوسته داری وکارهایم چنان گردانی که قبول درگاهت گردد.

وبه مقامی برسانی که کار و بارم تو باشی وذکر وفکرم توگردی وخانه دلم منحصرا از آن تو باشد وبندگی ام در آستان تو دائمی وهمیشگی. ای آقای من ،ای آن که اعتماد من فقط به توست وای آن که شکایت احوالم به آستان تو ،ای خدای من وای آفریدگار من ،اعضا ء مرا برای انجام خدمتت تقویت فرما .

دست و پای مرا در عزیمت به سوی خود مقاوم گردان وثباتشان بخشای ومرادر ترس از حضرتت کمالی ودر پیوستن به خدمتت مداومتی مرحمت فرما تا هم شمار عزیمت کنندگان به سوی تو گردم ودر عدد پیشی گیرند گان به حضرتت قرار گیرم ودر صف مشتقان ،اشتیاق تقرب تو جویم.

ومانند اخلاص مندان به دائره اخلاص تو در آیم واز تو بپرسم وبه حلقه گرویدگان به تو در آیم .

بارالها آن که درباره من اراده سوئی کند تو اراده او کن و آن که نسبت به من حیله و مکر ورزد به حیله خود چاره او فرما ومرا از بهترین بندگانت قرار ده که در پیشگاه تو نصیبی دارند ودر آستانت ودر حضورت اختصاص تقربی.

حقا که کسی به این سعادت ها نرسد جز به فضل وعنایت تو به جودت مرا ببخش وبه بزرگواریت بر من مهربانی فرما وبه رحمتت مرا نگهداری کن و زبانم را به ذکرت گویا فرما ودلم را در محبتت بی تاب گردان ودر حسن قبول و انجام حاجتم منت نه واز لغزش من در گذر وگناهم را بیامرز .

همانا تویی که بندگانت را به بندگی خود حکم کرده ای و امر فرموده ای که تو را بخوانند و ضامن

شده ای که دعای آنان را اجابت فرمایی .پس بار پروردگارا ،رو به آستان تو کرده ام ودست نیاز به درگاه تو درازنموده ام به عزتت قسم که دعای مرا مستجاب فرما ومرا به آرزویم برسان وقطع امیدم منما وشر دشمنانم را از انس وجن ،خود کفایت فرما واز من باز دار. ای که از بندگانت زود خشنود می شوی کسی را که جز به دعا مالک نیست ،بیامرز که تویی فعال مایشاء و بکنی هر چه بخواهی .ای که نامش هر مرضی را دواست و ذکرش هر مریضی را شفا و بندگیش هر بنده را ثروت و غنا ،بر کسی که سرمایه اش امید است و سلاحش زاری ،رحمت کن .ای تمام کننده نعمت ها وبرطرف سازنده زحمت ها ای نور وحشت زدگان از تاریکی ها و ای عالم معلم ندیده .

بر محمد و آل محمد درود فرست وبا من آن کن که در خور اهل بیت تو است و رحمت فرست ای خدا بر رسول و امامان از اولاد او و آنان را درود فرست درودی فراوان .

                                                                                                 التماس دعا

                                               هوالباقی

آن کس که مرا روح و روان بود پدر بود

آن کس که مرا فخر زمان بود پدر بود

افسوس که رفت از سرم آن سایه رحمت

آن کس که برایم نگران بود پدر بود

به مناسبت  سالگرد فوت مرحوم

هوشنگ صابری

مصادف با اربعین حسینی ( ع )

قطعه 224 ردیف 33 شماره 48

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین