جعفر صابری/ اگر جون جونه؟پساین بادمجونه!

جعفر صابری/ اگر جون جونه؟پساین بادمجونه! شنبه 16 اردیبهشت 1396

اگر جون  جونه؟

پس این بادمجونه!

در آخرین روز های سال گذشته ما شاهد  سانحه درد ناکی بودیم با عنوان ساختمان پلاسکو که تعدادی از عزیزان آتشنشان ما در آتش سوختند و متأسفانه در روز کار گر درست زمانی که در جای جای ایران جشن ها و مراسم ویژه تقدیر از کار گران برگزار می شد ما شاهد این بودیم که تعدادی از مظلوم ترین قشر کار گری در معدن های شمال کشور جان خود را در بدترین شرایط  باختند. تصاویر و فیلمهای منتشر شده نشان از آن دارد که کمترین امکانات نجات و امداد در آنجا وجود نداشت وپیش بینی های لازم برای چنین مواردی نیز نشده بود !

گرچه این حادثه در خبر ها آمد اما آیا واقعاً به گستردگی آن خبر ساختمان پلاسکو بود؟ این مردان خانواده نداشتند؟

دوستی با دلخوری میگفت: اگر جون اینها جونه ؟ پس جون این عزیزان بادمجانه؟

کجا هستیم ما... مادر  دو شهید بر سر مزار فرزندانش که چهار متری هم در بهشت زهرا (س) هستند میگفت :فرزندم را

قد یه بچه قنداقش کردند و در یک کیسه سفید دادند دستم اما نگذاشتند نگاهش کنم!

خوب یاد دارم مادر شهید خان بابائی نگذاشت کسی پیکر فرزندش را بشوید و شخصاً اورا شست ...ما این گونه ملتی هستیم نه به دنبال نام وشهرت نه بدنبال مال و محنت ...رقت بار است جماعتی این ملت را با الفاظی کودکانه فریب دهند و برای اندک زمانی زمام امورشان را بدست گیرند تا نانشان را با خون دل این ملت میل کنند !

این جان ها که داده شده تا ایشان برسر جایشان بنشینند جان است نه بادمجان! نه بدانید باز بابا یی جایی جان داد، باز  بابا یی برای نان جان داد.

 رهبر عزیزمان دلسوزانه به مشکلات بوجود آمده در وطن که بدلیل بی کفایتی این جماعت است مدبرانه اشاره می فرماید و مؤدبانه و پدرانه به ایشان گوشزد می کند که نکنید این گونه خطا هارا اما کو گوش شنوا!

دوباره تبلیغات و دوباره دروغ بافی و دوباره دست هارا درآسمان تکان دادن و چشم در چشم ملت دوختن و وعده دادن برای چهار سال دیگر !

من میگویم :

باور کنیم گاهی در مقابلمان یک آدم با شعور نشسته!


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین