ای شهد رستاخیز من

ای شهد رستاخیز من جمعه 31 اردیبهشت 1395


 

ای شاهد روز ازل ، ای شهد رستاخیز من

اینک بهارمن تویی ، تا واپسیـن پائـیز من

 

ای محـرم دیروز من ، ای همـدم امروزمن

محبوب فردایم تویی ، تا روز رستاخیز من

 

آن خسرو شیرین دهان ، خوشچهره ی نوشین روان

در آسـمـان و در زمـیـن ، پـرواز مـن ، پـرویـز مـن

 

مه بی رمق، وان اختران، بگریخته سوی شفق

تا نیمه شب برخاسـتی، ای مهـرخ شب خیز من

 

تا خواستی شعر وغزل ، تا شـاد و دست افشان شوی

یـکـبـاره در رقـص آمـده ، کـلـک خـیـال انـگـیـز مـن

 

چـشـمـم شـده بـیـنـا زتـو ، پـیـر دلـم بـرنـا زتـو

رَستم زخود، رُستم شدم ، بین رخش و هم شبدیز من

 

گفتی که من شمس توأم ، زنگی منم، رومی توئی

از شعـله ی رخسـار تو ، اسلـو شـده تبـریـز من

 

از گرمی آغـوش تو، زان بوسـه های دوش تو

من مسـت صهـبای توأم ، ای ساغـر لبریز من

 

در یـکـدگـر آویـخـتـه ، در کـام آتـش ریـخـتـه

من در تو آویزم چو تو ، محبوب مهر آویز من

 

گفتی که با تیر مژه  ، خواهی که خونریزی کنی

صـد مژده از مژگان تو ، ای ساقی خونریز من

 

گفتی رها کن عقل و دین ، دیوانه شو دیوانه شو

ایـنک بـیا بنگـر دمـی  ، شعـر جـنـون آمیـز من

 

در راه تو من جان دهم ، هم عقل و هم ایمان دهم

آیـا پـذیـرا می شـوی ، ایـن تـحفـه ی ناچیـز من؟

 

مَی ریختی در کام من  ، جام مَیَت  انجام من

از توبه کاران بوده ام، از توبه شد پرهیز من

 

از هجر مویم سیم شد ، از عشق رویم زر شده

فـرزاد خـوزسـتانیـم ، آن خـطّه ی زرخیـز من

 

۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

۱۸ می ۲۰۱۶

فرزاد خوزستانی


برچسب ها:

بحث و نظرات

ارسال نظر

لطفاَ همه فیلدها را پر کنید
نام و نام خانوادگی
ایمیل

آخرین